همواره یکی از چالش‌هایی که شرکت‌های نرم‌افزاری با آن مواجه هستند از دست دادن دولوپرهای خوب خود است. این مسئله را می‌توان از زوایای مختلفی نگاه کرد؛ به عبارت دیگر، هم از دید مدیران شرکت می‌توان به این قضیه نگاه کرد و هم از دید دولوپرها که چه می‌شود پس از مدتی حالت رخوت دولوپرهای یک شرکت را می‌گیرد و دیگر ایشان از انگیزهٔ کافی برای کدنویسی در شرکت خود برخوردار نیستند!

یادگیری مداوم
شرکت‌های طراز اول و حرفه‌ای توسعهٔ نرم‌افزار فضایی برای یادگیری بیشتر دولوپرهای خود ایجاد می‌کنند. در این دست شرکت‌ها و استارتاپ‌ها، یادگیری چیزهای جدید فقط شعار نیست بلکه مدیران شرکت واقعاً برای ارتقاء سطح دانش برنامه‌نویسان خود هزینه می‌کنند.

این شرکت ها معمولاً با دوره‌های OJT (مخفف کلمات On The Job Training به معنی آموزش حین خدمت)، فضایی برای رشد فردی دولوپرهای خود فراهم می‌سازند که این کار از طریق کلاس‌های آموزشی، سمینارها و … عملی می‌گردد. حال از خود بپرسید آیا شرکت نرم‌افزاری که در آن کار می‌کنید چنین فضایی برای شما فراهم می‌سازد یا خیر؟

شایسته سالاری
در شرکت‌های نرم‌افزاری طراز اول، ملاک برتری دولوپرها میزان عملکرد و شایستگی ایشان است نه سابقهٔ کار ایشان در شرکت یا میزان روابط دوستانه‌ای که ایشان مثلاً با مدیر منابع انسانی شرکت دارند! در شرکت‌های نرم‌افزاری حرفه‌ای، همواره ساز و کاری برای ارزیابی دولوپرها وجود داشته تا هم مدیران شرکت و هم کارمندان بدانند که در کجای نمودار رشد قرار گرفته‌اند. در شرکت‌هایی که شایسته سالار هستند، دولوپرهای توانمند و شایسته خواهند توانست ره صد ساله را چند ساله بپیمایند!

ریسک‌پذیری
اگر در شرکتی کار می‌کنید که مدیر شما از هرگونه ریسک‌پذیری بیزار است و نه تنها خودش بلکه شما و سایر اعضای تیم را از هرگونه ریسک‌پذیری وا می‌دارد، بدانید که در چنین شرکتی خیلی پیشرفت نخواهید کرد. در شرکت‌های حرفه‌ای، نه تنها ریسک‌پذیری چیز خوبی است، بلکه کارمندانی که ریسک می‌کنند تشویق هم می‌شوند (البته ریسک هوشمندانه). شرکت‌های ریسک‌پذیر معمولاً افراد خلاق، نه‌ترس و جسور را به خود جذب می‌کنند و در مقابل، شرکت‌های محافظه‌کار هم پُر هستند از افراد اصطلاحاً Yes Man (بله قربان گو).

بدون تعصب
شرکت‌های حرفه‌ای همواره می‌دانند آنچه که به صلاح جامعه باشد، به صلاح شرکت‌شان هم هست. نژاد (اینکه فلان کارمند لُر است، دیگری تُرک، سومی تهرانی و آخری افغانستانی)، جنسیت، ملیت و … را هرگز نمی‌بایست به عنوان موانع برای جذب نیرو در نظر گرفت. این دست شرکت‌ها به عقاید پرسنل خود احترام می‌گذارند و هر کسی را همان طوری که هست می‌پذیرند (مادامی‌ که در کار خود حرفه‌ای باشند).

علاوه بر این، اگر در یک شرکت نرم‌افزاری کار می‌کنید که مدیرفنی شرکت روی تکنولوژی خاصی، مثلا دات‌نت یا جی‌کوئری، اصرار می‌ورزد و به دولوپرها اجازهٔ تست کردن تکنولوژی‌های جدید همچون ریکئت و غیره را نمی‌دهد، شکی به خود راه ندهید که در چنین شرکتی تلف خواهید شد!

فیلتر استخدامی دشوار
شرکت‌های حرفه‌ای ساز و کار استخدامی بسیار پیچیده و دشواری دارند. به عبارت دیگر، ورود به این شرکت‌ها اصلاً با پارتی‌بازی و آشنابازی امکان‌پذیر نیست و تنها ملاک پذیرفته شده یا نشدن یک دولوپر جدید، چیزهایی همچون میزان تجربه، مهارت و استعدادهای وی است (اگر آشنایی برای شما در یک شرکت کاری دست و پا کرده است و خود شما می‌دانید که مناسب آن پوزیشن شغلی نیستید، شکی نداشته باشید که آن شرکت حرفه‌ای نیست!)

سودآوری
شرکت‌های حرفه‌ای معمولاً از درآمد سرانهٔ بسیار بالایی برخوردارند. شرکتی که نمی‌تواند حقوق کارمندان خود را به موقع پرداخت کند و یا دائما با مدیران بانک‌های مختلف برای جذب اعتبار جلسه می‌گذارد، بدون شک خیلی جای حساب باز کردن رویشان وجود ندارد. اگر در شرکتی مشغول به کار هستید که این اعتماد را به شما می‌دهد تا از آیندهٔ درخشانی -هم در کار خود و هم در زندگی شخصی- برخوردار می‌شوید، شرکت شما یک شرکت طراز اول است!

به نظر می‌رسد اگر مدیر استارتاپی بخواهد پله‌های موفقیت را یکی پس از دیگری سپری کند، نیاز دارد تا موارد فوق الذکر -و شاید چندین مورد دیگر- را مد نظر داشته تا از همین ابتدای کار بنای یک شرکت نرم‌افزاری حرفه‌ای را پی‌ریزی کند.

حال نوبت به نظرات شما می‌رسد. با مد نظر قرار دادن موارد بالا، آیا شرکتی که در آن کار می‌کنید یک شرکت حرفه‌ای است یا خیر؟ نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات استخدامی خود را با ما و سایر کاربران سکان آکادمی به اشتراک بگذارید.

منبع:سکان آکادمی

اگر بخواهیم بدون مقدمه چینی و توضیحات اضافه به این سؤال پاسخ دهیم، باید بگوییم که میزان درآمد آن ها به عوامل متعددی بستگی دارد. بنابراین پاسخ ساده یی به این سؤال وجود ندارد! این درآمد می تواند متغیر باشد و البته هیچ ارتباطی هم به عملکرد شرکت ندارد. طبق گزارشی که Associated Press and Equilar منتشر کرده، مشخص شده که برخی از مدیران عامل در برخی شرکت های بزرگ و موفق درآمدی بسیار کمتر از مدیران عاملان برخی شرکت های کوچک و یا حتی در حال مرگ، دارند.
البته وقتی در مورد درآمد مدیران عامل شرکت های فناوری صحبت می کنیم، نمی توانیم فقط به مقایسه حقوقی که آن ها از شرکت دریافت می کنند بسنده کنیم چرا که حقوق یک مدیر عامل تمام جوانب درآمد او را مشخص نمی کند. به طور مثال اگر چه مدیر عامل فیسبوک (که مارک زاکربرگ باشد) تنها 1 میلیون دلار را به عنوان حقوق خود هر سال دریافت می کند، ولی باید این را هم در نظر گرفت که او سهامی با ارزشی معادل ده ها میلیارد دلار از شرکتش را در اختیار دارد.

این قضیه در مورد مدیر عامل گوگل یعنی لری پیج و مدیر عامل آمازون جف بزوس هم صادق است؛ یعنی آنها حقوق های نسبتاً پایینی دریافت می کنند ولی سهام بسیار ارزشمندی دارند. آمازون سابقه طولانی در پرداخت حقوق کمتر (البته نسبت به دیگر شرکت های بزرگ) به مدیران اجرایی خود دارد. البته آمازون در عوض حقوق کم، سهام واگذار شده زیادی را در اختیار آن ها قرار می دهد. کشف تئوری پنهان در این سیاست هم چندان دشوار نیست. آمازون با این کار مدیران عامل اجرایی خود را به تلاش بیشتر و سخت تر برای شرکتی که آن ها خود در آن سهم دارند، تشویق می کند.

بنابراین حقوق کم و پاداش زیاد در شرکت های موفق در دنیای فناوری چندان چیز عجیبی نیست. البته طبق داده های موجود می توان برخی موارد را هم پیدا کرد که خلاف این قاعده عمل می کنند. به طور مثال مدیر عامل اپل آقای تیم کوک سال قبل حقوقی معادل 10.3 میلیون دلار دریافت کرده است! همچنین بررسی آمار برخی از شرکت های نه چندان موفق هم گاهی می تواند مو را بر تن آدم سیخ می کند. مثلاً مدیر عامل یاهو، ماریسا میر، در سال 2015 درآمدی معادل 36 میلیون دلار داشته است! و این در حالی است که شرکت یاهو رقابت با شرکت های دیگر از جمله گوگل و فیسبوک را سالها پیش واگذار کرده است.

با مقایسه حقوق های مدیران عامل شرکت های مختلف می توان نتیجه گرفت که حقوق این افراد در ایالات متحده آمریکا در سال 2015 به طور متوسط 96.770 هزار دلار بوده است که نسبت به سال قبل 7.7 درصد افزایش یافته است. علاوه بر این، طبق داده ها می توان گفت که پاداش ها و تایم قرارداد آن ها نیز افزایش داشته است (البته داده هایی که مورد بررسی قرار گرفته اند شامل سهام شرکت و دیگر سرمایه هایی که ممکن است در طول یک مدت مشخص واگذار شده باشند، نمی شود.)

به طور کلی، کارمندان استارتاپ های موفق در زمینه فناوری ممکن است با حقوق پایین کار کنند به این امید که هنگام خریداری شدن شرکت یا مشهور شدن آن، بتوانند میلیون ها دلار به دست آورند.

 

منبع:سکان آکادمی

ایده اولیه تأسیس فروشگاه اینترنتی زمانی در ذهن جف بزوس شکل گرفت که او در حال جست و جوی اینترنتی برای پیدا کردن گزینه های مناسب سرمایه گذاری شرکت D. E. Shaw & Co بود. بزوس در حین جست و جو به آمار رشد 23 برابری استفاده از اینترنت در هر ماه برخورد کرد که از پتانسیل بالای بستر آنلاین برای ایجاد کسب و کار حاکی بود.

رشد برق‌آسای استفاده از اینترنت و معافیت مالیاتی فروش پستی در آمریکا، مهمترین عوامل شکل گیری ایده آمازون بودند
در همین زمان دادگاه عالی آمریکا قانونی وضع کرد که بر اساس آن، شرکت هایی که کالای خود را به صورت پستی برای مشتریان ارسال می کنند، در شهرهایی که حضور فیزیکی ندارند از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. بزوس با اطلاع از این جریان به ظرفیت بسیار بالای فروش آنلاین محصولات پی برد و مطالعه درباره نحوه راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی را آغاز کرد.

او پس از جست و جوی بسیار لیستی از 20 کالای مناسب برای فروش اینترنتی تهیه کرد و با تحلیل موردی همه گزینه ها، در نهایت کتاب را به عنوان محصول مورد نظر برگزید. دلیل این انتخاب وجود میلیون ها عنوان کتاب مختلف بود که به زعم بزوس، حتی بزرگترین کتاب فروشی های آمریکا نیز تنها می توانستند تعداد محدودی از آنها را در فروشگاه خود به نمایش بگذارند؛ محدودیتی که برای یک کتاب فروشی مجازی آنلاین وجود نداشت.

بزوس تصمیم خود را گرفت و پیش از دریافت پاداش خود از D. E. Shaw & Co، نیویورک را به مقصد سیاتل ترک نمود و در طول مسیر وقتی همسرش مکنزی در حال رانندگی بود، نقشه تجاری استارتاپش را ترسیم کرد و با سرمایه گذاران بالقوه تماس گرفت.

آمازون کار خود را با 5 کارمند و در پارکینگ یک خانه اجاره ای آغاز کرد
استارتاپ آمازون سرانجام با سرمایه 1 میلیون دلاری که از اعضای خانواده و دوستان تأمین شده بود، در پارکینگ یک خانه اجاره ای کار خود را آغاز کرد. دلیل انتخاب شهر سیاتل از سوی بزوس نیز نزدیکی به انبار گروه چاپ و نشر «Ingram» بود که بخش قابل توجهی از کتاب های مورد نظر جف برای آغاز کار را تأمین می کرد.

تیم آمازون متشکل از بزوس و پنج کارمند اولیه حدود یک سال تنها در زمینه نحوه تأمین کتاب ها و طراحی وبسایت کاربرپسند مطالعه و فعالیت کردند و نهایتاً در جولای 1995، درب های مجازی کتاب فروشی آنلاین Amazon.com را با 1 میلیون عنوان کتاب و شعار «بزرگترین کتاب فروشی دنیا» به روی مشتریان گشودند.

دوران رشد آمازون

آمازون تنها با ارسال ایمیل های تبلیغاتی و بازاریابی از طریق مشتریان خود، در مدت کوتاهی به موفقیت رسید و طی سه سال از شرکتی با 100 کارمند و درآمد سالانه 15.7 میلیون دلار، به یک کمپانی بزرگ با بیش از 3 هزار کارمند و درآمد سالانه 610 میلیون دلار تبدیل شد.

جالب است بدانید که با وجود نرخ رشد قابل توجه درآمدهای آمازون در هر سال و کسب رتبه سوم در میان بزرگترین کتاب فروشی های آمریکا، این شرکت در چند مرحله متحمل ضررهای بزرگی شد (مانند ضرر 30 میلیون دلاری سال 1997)؛ اما جف بزوس خط فکری متفاوتی داشت و علی رغم بعضی شکست ها، تصمیم داشت آمازون را به یک کمپانی مشتری محور تبدیل کند.

از همین رو کتاب فروشی آنلاین آمازون پس از مدتی وارد حوزه خرده فروشی آنلاین شد و محصولات متنوعی را وارد لیست پیشنهادی خود کرد. این شرکت حتی به حوزه حراجی های آنلاین (مانند eBay) نیز وارد شد و تحت شراکت با هولدینگ «Sotheby»، در سال 1999 سایت حراجی sothebys.amazon.com را راه اندازی نمود.

کمپانی آمازون در پایان سال 2014 رکورد درآمد 88.8 میلیارد دلار را ثبت کرد
استراتژی های آمازون در نهایت مؤثر واقع شد و این کمپانی توانست بر خلاف بسیاری از رقبا که در دوران رکود کسب و کارهای اینترنتی از صحنه رقابت حذف شدند، با مدیریت منابع و البته از دست دادن 1500 کارمند، موجودیت خود را حفظ کند. آمازون پس از دوران رکود برای نخستین بار در سه ماهه آخر سال 2001 اولین سود خالص خود را روانه جیب سرمایه گذاران کرد که مقدار آن 5 میلیون دلار در ازای درآمد 1 میلیارد دلاری (یک سنت برای هر سهم) شرکت بود.

سرعت رشد آمازون در سال های بعد و با گسترش دسترسی به اینترنت بیش از پیش افزایش یافت و فروشگاه آنلاین جف بزوس تا پایان سال 2004 به رکورد درآمد 6.9 میلیارد دلار رسید. رقم مذکور یک سال بعد به 8.5 میلیارد دلار افزایش یافت و آمازون توانست با معرفی محصولات جدید و همچنین عرضه کتاب خوان کیندل و تبلت کیندل فایر، تا پایان سال 2014 درآمد خود را به بیش از 10 برابر افزایش دهد و رقم 88.8 میلیارد دلار را ثبت کند.

آمازون در حال حاضر

کمپانی آمازون هم اکنون با بیش از 566 هزار کارمند، بزرگترین فروشگاه اینترنتی دنیاست که سرویس های مختلفی از جمله رایانش ابری و استریم فیلم و موسیقی را به صورت آنلاین ارائه می دهد. ارزش بازار این شرکت هم اکنون برابر 684.3 میلیارد دلار است و با درآمد 177 میلیارد دلاری در پایان سال 2017 میلادی، عنوان چهارمین کمپانی ارزشمند آمریکا را در اختیار دارد.